تبلیغات
عارفانه - پیرمرد وسالک1

عرفان الهی

 
 
پیرمرد وسالک1
نظرات |


پیر مردی بر قاطری بنشسته بود و از بیابانی می گذشت . سالكی را بدید كه پیاده بود

پیر مرد گفت : ای مرد به كجا رهسپاری ؟

سالك گفت : به دهی كه گویند مردمش خدا نشناسند و كینه و عداوت می ورزند و زنان خود را از ارث محروم

می كنند

پیر مرد گفت : به خوب جایی می روی

سالك گفت : چرا ؟

پیر مرد گفت : من از مردم آن دیارم و دیری است كه چشم انتظارم تا كسی بیاید و این مردم را هدایت كند

سالك گفت : پس آنچه گویند راست باشد ؟

پیر مرد گفت : تا راست چه باشد

سالك گفت : آن كلام كه بر واقعیتی صدق كند

پیر مرد گفت : در آن دیار كسی را شناسی كه در آنجا منزل كنی ؟

سالك گفت : نه



نویسنده : دین آذین
تاریخ : سه شنبه 30 تیر 1394
زمان : 11:51 ب.ظ
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
:: محبّت و معرفت و ذکر خدا آب است.
:: فرمایشات عارف بالله حاج اقای دولابی در مورد ظهور
:: فرمایشات عارف بالله حاج اقای دولابی
:: توقیع امام زمان(عج) به شیخ مفید
:: با عرض معذرت پیشنهادی دارم: تشریف بیاورید تا با هم "خجالت بکشیم"
:: آخرالزمان
:: حقوق همسایگی
:: سینه زدن را ترک نکنید
:: امانت حضرت زهرا سلام الله علیها
:: کشتی نجات
:: لبیک یا حسین علیه السلام
:: مباهله چه روزی است؟
:: شیعه
:: عید غدیر مبارک باد
:: میلاد امام علی النقی حضرت امام هادی علیه السلام مبارک باد


 

شارژ ایرانسل

فال حافظ